مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر
 
 
 
 
 
 
 
 برگزاري چهارمين جلسه تبليغ كاربردي با موضوع «نقش زنان در تجلي اقتصاد مقاومتي» در مجتمع كوثر

 برگزاري پنجمين جلسه سلسله مباحث گفتماني تفسير ادبي- عرفاني در مجتمع كوثر

 برگزاري چهارمين جلسه تبليغ كاربردي چهارشنبه 1 آذر در مجتمع كوثر

 برگزاری هشتمین جلسه سلسله مباحث گفتمانی اخلاق در نهج البلاغه

 برگزاري نمايشگاه دستاوردهاي پژوهشي مجتمع آموزش علوم اسلامي كوثر

 برگزاري نمايشگاه كتاب به مناسبت هفته كتاب و كتابخواني در مجتمع كوثر

 بیانیه حوزه‌های علمیه خواهران برای حضور گسترده در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری

 بیانیه اساتید و طلاب مجتمع کوثر در محکومیت هتک حرمت به ساحت مقدس ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (ع)

 محکومیت اعدام عالم گرانقدر شیخ نمر به دست آل سعود

 بیانیه محکوم کردن کشتار مردم مظلوم یمن

 بیان رهبری درشهادت امیرالمؤمنین(علیه السلام)، مصیبتِ همیشه‌ی زمان

 فضیلت ماه رمضان

 

 

خانه تازه هاي علمي و ادبي روضه‌ی آخر یادی از ایه الله بهجت (ره)...
شنبه 2 آبان 1394     روضه‌ی آخر یادی از ایه الله بهجت (ره)


آخرین جمعه بود؛ ۲۵ اردیبهشت ١٣٨٨. با بدنی رنجور و نحیف، در مجلس روضه نشسته بود. ۹۳ سال از عمر مرجع تقلید شیعیان می‌گذشت؛ ولی هنوز خود را محتاج همین بارگاه می‌دانست. حدود پنجاه سال بود که هر جمعه‌، مجلس روضه برپا می‌کرد؛ البته این مجلس غیر از مجالسی بود که در محرم و صفر برگزار می‌کرد. سال‌های آغازین ورود به قم، این مجلس را در منزل خودش برگزار می‌کرد. رفته‌رفته جمعیت مشتاق زیادتر می‌شد و دیگر اتاق‌های کوچک و تودرتوی منزل جواب‌گوی این جمعیت نبود. محل برگزاری روضه‌ها را به مسجد منتقل کردند. خودش تا آخرین جمعۀ عمرش، شرکت‌کنندۀ همیشگی مجلس‌ها بود.

پایبندی‌اش به روضه تعجب‌برانگیز بود. در حال مریضی هم اصرار داشت که این مجلس باید برقرار باشد. تا خودش به مجلس روضه نمی‌رفت، آرام نمی‌گرفت؛ مگر آنکه پسرش را به نیابت از خود می‌فرستاد.
سال‌هایی که مجلس را در منزل برگزار می‌کرد، بسیاری از کارها را خودش انجام می‌داد و هنگام روضه، کنار در می‌نشست و به کسانی که وارد می‌شدند، احترام می‌گذاشت و جلوی پای کسانی که وارد مجلس می‌شدند، می‌ایستاد. چون به مجلس امام حسین علیه‌السلام مشرف می‌شدند، عزیز بودند.

هنگام روضه، کنار در می‌نشست و به کسانی که وارد می‌شدند، احترام می‌گذاشت
بر جزئیات کارها نیز نظارت می‌کرد، حتی بر چای‌دادن و خوش‌آمدگویی به عزاداران. این پیگیری و توجه و تواضع را از استادان بزرگ خود آموخته بود. می‌فرمود: استاد بزرگ ما، مرحوم غروی کمپانی که از لحاظ علمی در سطح بالایی بود، در مجالس روضۀ اباعبدالله علیه‌السلام پای سماور می‌نشست و چای می‌داد.

شرکت در مجالس عزای سیدالشهدا علیه‌السلام را تعظیم شعائر می‌دانست و معتقد بود که باید به شعائر عظمت بخشید و عمر خود را در اعتلای هرچه بیشتر آن‌ها صرف کرد. همیشه تأکید می‌نمود: شرکت در مجالس سیدالشهدا علیه‌السلام محبت به ذوی‌القربای پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم است؛ همان ذوی‌القربایی که قرآن به مودت آن‌ها سفارش کرده و مودت آنان را مزد رسالت قرار داده است. شرکت در این مراسم، اجر رسالت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم است. شما به این نیت برو و به خدا بگو: تو گفتی و من هم آمدم. من همان محبتی را که تو می‌خواهی انجام می‌دهم. به کسانی که تو دوستشان داری محبت می‌کنم.

سفارش می‌کرد که در عزاداری‌ها، ادب رعایت شود. برخی اشعار را نمی‌پسندید و از شنیدن برخی اشعار خشنود می‌شد. خوشش نمی‌آمد که هر تعبیری در این مجالس بیان شود. روزی شنید که مداحی شعری می‌خواند و در آن از چشم و ابروی امام معصوم سخن می‌گوید. پس از پایان مجلس، پیغام داد که به مداح بگویید: «خیلی از چشم و ابرو سخن نگوید؛ مقام امام را وصف کند و عظمت معصوم را در اشعارش نشان دهد». اصرار می‌کرد که وقتی مجلس برگزار می‌کنید، برتری‌ها و امتیازهای اهل‌بیت علیهم‌السلام و فضایل و مناقب این حضرات را بگویید و در برابر این قضیه ابراز احساسات کنید. حتی اگر اشک شما جاری نمی‌شود، حالت گریه به خود بگیرید و در حال حزن باشید و تباکی کنید.

خود را فقیر درگاه اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌دانست و از کسانی که در مقابل معصومین علیهم‌السلام تواضع می‌کردند، به عظمت یاد می‌کرد. گاهی به این مناسبت، حکایت شیخ انصاری رحمه‌الله را بیان می‌کرد و می‌فرمود: مرحوم دربندی به ایشان گفت: آقا، کار شما برای مردم حجت است. وقتی به حرم می‌روی، ضریح حرم حضرت ابوالفضل علیه‌السلام را ببوس. شیخ در جواب فرمود: عتبۀ درب را می‌بوسم که گردوخاک پای زوار است.

شیخ در جواب فرمود: عتبۀ درب را می‌بوسم که گردوخاک پای زوار است.
این اظهار ارادت و تواضع در برابر همۀ افراد خاندان اهل‌بیت علیهم‌السلام در رفتار او بروز و ظهور داشت. آنان که با حالاتش آشنا بودند، به‌روشنی او را مصداق «وَ يَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا وَ يَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا»۶ می‌یافتند. گاهی این مطلب را به زبان هم آورده بود و دربارۀ ایام سرور و شادمانی اهل‌بیت علیهم‌السلام فرموده بود: روزهای ولادت طوری است که انسان، خودبه‌خود خوش‌حال می‌شود. این سنخیت با اهل‌بیت علیهم‌السلام و نورانیت آن‌هاست که چنین فضایی به‌وجود می‌آید.

این‌ها همه در رفتارهایش مشهود بود و در ارتباطش با حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام به‌گونه‌ای دیگر رخ می‌نمود. هر مجلسی که برپا می‌کرد، اصرار داشت که مجلس به ذکر مصائب سیدالشهدا علیه‌السلام ختم شود؛ هرچند مجلس به نیت امامی دیگر برگزار شده باشد. اگر بعضی این کار را نمی‌کردند، توبیخ می‌کرد. مثلاً می‌پرسید: یادش رفت؟ شما نگفته بودید؟ نسپرده بودید؟




امروز:  شنبه 4 آذر 1396
اخبار
آموزش
کتابخانه
اصطلاحات
مقالات
اساتید
کانون قرآن
گفتمان
پرسش و پاسخ
بسیج
گالری عکس
مناسبت ها
فرزانگان
اطلاعیه ها و بیانیه ها
رویدادها
تازه های علمی
 
 
 
 
کليه حقوق معنوي براي مجتمع آموزش علوم اسلامي کوثر محفوظ مي باشد.
Designed by Hetav Group & Powered by: Karimabadi