مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر
 
 
 
 
 
 
 
 دیدار مدیر، اساتید و معاونین مجتمع کوثر با خانواده شهید ابراهیم گلرومفرد

 اعزام بیش از 50 مبلغه به مناسبت ماه محرم از سوی مجتمع کوثر

 برگزاری جلسه دفاع پایان نامه با موضوع « عفت از منظر فقه و اخلاق » در مجتمع كوثر

 برگزاری جلسه دفاع تحقیق پایانی سطح دو با موضوع «تطبیق یافته های اسلام و روانشناسی در خود شناسی» در مجتمع کوثر

 دفاع تحقیق پایانی با موضوع « نقش زهد و ساده زیستی در اقتصاد مقاومتی »

 دفاع تحقیق پایانی با موضوع « ترس های مثبت و منفی در متون دینی و روانشناسی » در مجتمع کوثر

 بیانیه حوزه‌های علمیه خواهران برای حضور گسترده در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری

 بیانیه اساتید و طلاب مجتمع کوثر در محکومیت هتک حرمت به ساحت مقدس ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (ع)

 محکومیت اعدام عالم گرانقدر شیخ نمر به دست آل سعود

 بیانیه محکوم کردن کشتار مردم مظلوم یمن

 بیان رهبری درشهادت امیرالمؤمنین(علیه السلام)، مصیبتِ همیشه‌ی زمان

 فضیلت ماه رمضان

 

 

خانه مقالات نمايش تناسب آیات وسور
 تناسب آیات وسور-[قرآنى]
استاديار گروه علوم قرآن و حديث دانشگاه آزاد اسلامي ـ واحد تهران مركزي

اشاره :

قرآن كريم از نظر بعد زيبايي شناختي در ميان همه ي كتاب ها بي نظير است. نحوه ي چينش حروف ، تك واژه ها ، عبارت، ها و آيه ها با وزن و آهنگشان، بي ترين نقش را درآفرينش اين پديده ي بي بديل هنري ايفا كرده است.


در ميان انواع تناسبي كه بين الفاظ و معاني قرآن برقرار است . تناسب بين سوره ها و تناسب بين برخي از مجموعه آيات يك سوره ـ كه در مواقع مختلف نازل شده اند ـ مورد اختلاف دانش مندان قرآن شناس است . برخي به اين قسم از تناسب قايل بوده و سخت از آن دفاع كرده اند تا جايي كه يكي از مفسران، تفسير خود را « نظم الدُّرر في تناسب آلايات و لسور» ناميده است. در مقابل ، عده اي نيز چنين تناسبي را ـ به ويژه بين سور قرآن ـ نپذيرفته اند. هر دو انديشه بر مباني چندي مبتني است . نويسندة ي محترم در رساله ي دكتري خويش ضمن بحث از مباني طرفين و گزارش دلايل موافقان و مخالفان ، خود از انديشه ي تناسب بين همه ي اجزاي قرآن جانبداري كرده و به بيان تناسب بين آياتي پرداخته است كمه به ظاهر نمتناسب مي نمايند.



كليد واژه ها:
علم تناسب، علم مناسبت، ارتباط آيات، تناسب آيات ، نظم قرآن. تناسب سور.







1ـ مقدمه

موضوعي كه در اين مقاله مورد بررسي قرار مي گيرد ، به صورت پراكنده در بسياري از تفاسير مورد بحث قرار گرفته و با عناوين مختلفي چون تناسب و مناسبت، 1 اتصال (پيوستگي ) ، 3 و تعلق 4 معرفي شده است .


نخستين كسي كه در مورد وجه تناسب آيات به ظاهر غيرمرتبط و نيز مناسبت ميان سوره هاي قرآن به بررسي جدي پرداخته است، ابوبكر نيشابوري (م 324 ق) است كه در بغداد به اين بحث مي پرداخته و عالمان بغداد را به خاطر نااگاهي از اين علم سرزنش مي كرده است . پس از وي بسياري از مفسران به اختصار يا تفصيل در اين موضوع سخن رانده اند كه مي توان از اينان به ترتيب تاريخ ياد كرد.


1ـ ثعلبي (م 427 م) در الكشف و البيان عن تفسير القرآن.


2- طبرسي (م 548 م) در مجمع البيان .


3ـ فخر رازي (م 606 ق) در مفاتيح الغيب .


4ـ احمد بن زبير (م 708 ق9 در البرهان في مناسبة ترتيب سور القرآن .


5ـ ابوحيان (م 745 ق) در البحر المحيط .


6 ـ بقاعي (م 885 ق) در نظم الدرر في تناسب الايات و السور.


7ـ عمادي (م 982 ق) در ارشاد العقل السليم الي مزايا الكتاب الكريم.


در سده هاي اخير نيز شماري از مفسران به اين بحث همت گماشته و حتي برخي از آنها محور كار خود را همبستگي آيات و سور قرار داده اند كه در اين ميان مي توان به آلوسي، سيد قطب، علامه طباطبايي ، حجازي، شلتوت، مراغي، زحيلي و حوي اشاره نمود.5


در مقابل اين گروه بسياري از مفسران، به نحو شايسته، بدين مبحث نپرداخته و حتي اعتنايي به آن نداشته اند. برخي نيز اين بحث را بيهوده و نادرست پنداشته اند. اين عدماعتنا را مي توان ناشي از عوامل زير دانست:


1ـ اعتقاد به اجتهادي بودن ترتيب همه يا بعضي از آيات ؛


2ـ پيچيدگي و تا حد زيادي ذوقي بودن موضوع بحث .


در اين مقاله ضمن اشاره به انواع ارتباط بين اجزاي قرآن و نظريه هاي موافقان و مخالفان، به بيان ارتباط بين آياتي مي پردازيم كه به ظاهر غير مرتبط هستند. اگر چه نمي توان به يقين گفت كه آنچه به ذهن ما خطور مي كند تنها وجه يا وجوه ارتباط اين آيات است، ولي دست كم مي تواند پاسخ گوي انتقاديهاي عده اي باشد كه آشكار نبودن ارتباط ميان بعضي از آيات مجاور را دليل بر تحريف قرآن و يا حتي عدم نزول آن از سوي خداوند دانسته اند: « أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَالْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ » [ سجده (32)، 2] .





2ـ نظريه هاي مختلف در باب ارتباط اجزاي قرآن

مسأله ي لزوم ارتباط و يا عدم لزوم ارتباط از ديرباز مورد اختلاف بوده است ؛ عده اي همچون شوكاني منكر وجود اين ارتباط اند؛6 آلوسي ارتباط هر آيه را با ماقبل در جايي لازم مي داند كه بر ما قبل عطف شده باشد؛7 علامه ي طباطبايي نيز موجب ارتباط را تنها در سوره هايي مي داند كه يكباره نازل شده اند و يا در آياتي كه پيوستگي آنها روشن است؛8


به عنوان نمونه، شوكاني چنين مي گويد:


نزول قرآن بر حسب حوادث مختلف مي باشد كه اين وقايع با هم متفاوت و گاهي متناقض است، پس آيات نيز به سبب آنها باهم اختلاف دارند و سخن گفتن در مورد تناسب آيات سبب مي شود كه افراد نادان و يا مغرض تصور كنند كه بلاغت و اعجاز قرآن به ظهور اين تناسب بستگي دارد، چنانچه او اين ظهور را نيابد به عيب جويي مي پردازد .9


در جواب بايد گفت : هم نشيني مطالب متضاد از نظر موضوع با فرضيه ي تناسب آيات مغايرتي ندارد، براي مثال، مدح و سرزنش باهم تضاد دارند ولي بيان آن دو در كنار هم نه تنها پسنديده است، بلكه هر يك مورد تأكيد قرار مي گيرد، به همين دليل گفته اند « تُعْرَفُ الْاَشْياءُ بِأَضْدَادِهَا».


هم چنين تعداد نسبتاً كمي از آيات هستند كه وجه يا وجوه ارتباطشان آشكار نيست مطالب، عدم برداشت ناصحيح فرد مغرض يا نادان باشد پس بايد تمامي آيات متشابه از قرآن حذف شود . در ضمن يافتن وجه مناسبت ميان آياتِ به ظاهر غير مرتبط، انگيزه اي براي تعمق و تدبر انسان در آيات الاهي مي باشد. نيز از مزاياي كلام بليغ، استفاده ي بيش از يك معناست.


بي گمان خداوند حكيم و خبير پيش از وقوع حوادث مختلف بر آنها آگاهي داشته و در بيان مطالب برترين روش هاي بلاغت را مي پيمايد.


به طور كلي، سخنان منكران وجود ارتباط بين اجزاي قرآن با دو اشكال روبه رو است كه بايد به آن پاسخ گويند. اين دو اشكال عبارت اند از :


1) قرآن مجموعه اي به هم پيوسته و واحد بوده است كه نزول تدريجي آن بر اساس حكمت هايي صورت گرفته است: « وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَي النَّاسِ عَلَي مُكْثِ وَ نَزَّلْنَاهُ، تَنزِيلاً » [ اسراء (17) ، 106] بنابراين نبايد تدريجي بودن نزول قرآن موجب آن شود كه اين پيوستگي مورد غفلت قرار گيرد.


2) ميان وجود ارتباط با آگاهي از ارتباط، تفاوتي قايل نشده اند. چه بسا بين برخي از آيات، ارتباط وجود داشته باشد، ولي ما موفق به فهم آن نشده باشيم.



3ـ انواع ارتباط بين اجزاي قرآن

ارتباط ميان اجزاي قرآن را مي توان به چندين صورت فرض كرد . در اين جا ضمن شمارش آنها، براي هر يك نمونه اي ذكر مي كنيم.



3ـ1ـ ارتباط ميان اجزاي يك آيه:
طبيعي است كه ميان اجزاي يك آيه ارتباطي باشد و در مواردي چون آيه ي 26 سوره ي رعد كه ظاهراً بين « اللهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَ يَقْدِرُ » با آيه ي قبل و ديگر بخش هاي آيه به ظاهر ارتباطي وجود ندارد، وجوه ارتباطي را مي توان در نظر گرفت.



3ـ2ـ ارتباط ميان آيات يك سوره با ابتداي آن :
ارتباط آيات 127 سوره ي نساء: « ويستفتونك في النساء » و آيه 176 : « يستفتونك قل الله » را با آيات 1 تا 13 اين سوره، مي توان به عنوان نمونه ي اين نوع ارتباط ذكر كرد.



3ـ3ـ ارتباط ميان آيات مجاور در يك سوره: همانند آيات سوره ي حمد و يا سوره ي ناس.



3ـ4ـ ارتباط بين آيات غيرمجاور در يك سوره؛
ماند آيات 48 و 123 در سوره ي بقره.



3ـ5ـ ارتباط ميان ابتداي يك سوره با انتهاي سوره ي قبل :
مانند ابتداي سوره ي حديد (57) و انتهاي سوره ي واقعه (56)



3ـ6ـ ارتباط بين بخشي از يك سوره با ابتداي سوره ي بعد :
مانند آيات 7 و 8 سوره ي محمد (47) و آيات ابتداي سوره ي فتح (48) .



3ـ 7ـ ارتباط ميان بخشي از يك سوره با بخشي از سوره ي بعد:
نمونه ي اين ارتباط در سوره ي 27 (آيات 7 تا 14 ) و سوره ي قصص (28) ـ آيات ابتداي سوره تا آيه ي 48 و آيات 76 تا 82 ـ مشاهده مي شود.



3ـ8ـ ارتباط بين بخشي از يك سوره با سوره ي بعدي :
مانند آيه ي 2 سوره ي عصر (103) و سوره ي همزه (104) .



3ـ9ـ ارتباط ميان بخشي از يك سوره با سوره ي ديگر:
مانند سوره ي هود (11) ـ آيات 25 تا 48 ـ و سوره ي نوح (71).



3ـ10ـ ارتباط بين بخشي از يك سوره با بخشي از سوره ي ديگر:
اين نوع ارتباط براي نمونه ميان آيات 10 تا 11 سوره ي حديد (57) با آيات 16 و 17 سوره ي تغابن (64) مشاهده مي شود.



3ـ11ـ ارتباط ميان يك سوره با سوره ي ديگر:
براي نمونه ميان سوره ي ضحي (93) با انشراح (94) به حدي كه برخي گفته اند: ممكن است اين دو سوره جمعاً يك سوره باشد.





4ـ برخي از وجوه ارتباط آيات

وجوه گوناگوني از ارتباط بين آيات و اجزاي قرآن كريم وجود دارد كه در اين جا برخي از مهم ترين آنها را برمي شمريم .10


4ـ1ـ تأكيد ماسبق: براي نمونه در آيات 5 و 6 سوره ي انشراح (94) ملاحظه مي شود: « فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً » .


4ـ2ـ تفصيل و تشريح مطالب گذشته: مانند آيات 17 و 19 سوره ي ذاريات (51) كه ويژگي هاي محسنين را كه در آيه ي 16 از آنها ياد شده، تشريح مي نمايد.


4ـ3ـ بيان مصداق ماسبق : آيات 7 و 8 سوره ي عنكبوت (29) نمونه اي از اين نوع ارتباط است.


4ـ4ـ تعليل مطلب درگذشته: در آيات 41 و 48 سوره ي واقعه اين ارتباط را مي توان مشاهده كرد.


4ـ5ـ تبيين مجمل : براي مثال آيه ي 74 سوره ي حجر 015) مبين آيه ي 173 سوره ي شعراء (26) است .


4ـ6ـ تقييد مطلق : براي مثال آيه ي 127 سوره ي بقره (2) كه مقيد آيه ي 5 سوره ي مائده (5) مي باشد.


4ـ7ـ تخصيص عام: نمونه هاي اين وجه زياد است، مثل آيات 2 و 3 سوره ي عصر (103) .


4ـ8ـ تنظير و تمثيل : تمثيل در قرآن زياد به كار رفته است، مانند آيه ي 21 سوره ي (59) كه دل هاي كافران را از سنگ هم سخت تر بيان مي كند.


4ـ9ـ ذكر متضاد ماسبق: همانند آيات 1 تا 17 سوره ي مطففين 083) كه ابتدا از كم فروشان و بدكاران و سپس درباره ي نيكوكاران مطالبي ذكر مي شود.


4ـ10ـ استطراد، حسن تخلص و حسن مطلب و انتقال: آيه ي 26 سوره ي اعراف (7) نمونه اي از استطراد است كه به مناسبت ذكر لباس ظاهري ، از لباس معنوي تقوا ياد شده است.





5ـ قاعده ي كلي براي شناخت ارتباط

روش كلي مفيد براي اين شناخت، بررسي غرض كلي سوره و در نتيجه بررسي و دسته بندي مقدمات بي واسطه و با واسطه مي باشد.11


محمد محمود حجازي درباره ي ذكر آيات مختلف پيبرامون يك موضوع در سوره هاي گوناگون مي گويد كه بين اين معاني ارتباط تامي وجود دارد و چنين نتيجه مي گيرد:


هر سوره داراي وحدت كامل و هدف واحد و اغلب پي گير اغراض مختلفي است كه براي رسيدن به هدف خود از نظر لفظ، سياق ، فواصل و كلمات پاياني آيات سرشت خاصي دارد.


موضوع سوره ـ كه نياز سوره به آن قطعي است ـ تناسب كاملي با آن سوره دارد؛ موضوعي كه درسوره هاي مختلف تكرار مي شود با آن سوره مناسبت دارد و نيز هيچ داستاني در يك سوره تكرار نشده است . حجازي آيه ي 72 سوره ي حجر (15) را مثال مي زند و مي گويد:


با وجود اين كه آيه 87 ـ بنا به نظر بعضي از دانش مندان ـ مدني بوده بوده و در ميان آيات مكي قرار گرفته است ، هيچ گونه ناهمگوني با ايات ديگر ندارد و هنگام تلاوت اين سوره گويي كه يكباره نازل شده است.12


با توجه به اهميت بحث تكرار يك موضوع در سوره هاي مختلف، مناسب است به بيان نمونه اي بپردازيم.




5ـ1ـ داستان حضرت نوح (ع) در دو سوره ي يونس و صافات


نام حضرت نوح (ع) در بيست و هشت سوره و چهل و سه بار آمده است، اكنون آن را در دو سوره ي يونس و صافات بررسي مي كنيم.



الف ـ سوره يونس

1ـ در آيه ي 1 و 2 و برخي آيات ديگر اثبات نبوت پيامبر (ص) و حقانيت آيات الاهي و حسادت دشمنان و نيز در آيه ي 29، 62، 65 و برخي از آيات ديگر توكل بر خدا و عدم هراس از دشمنان دين خدا بيان شده است . همه ي اين مطالب در مورد حضرت نوح (ع) در آيه ي 71 آمده است .


2ـ برائت پيامبر از كفار و اعلام بي نيازي از آنان در آيات 41 و 58 و بعضي ديگر از آيات، و نيز اثبات وحي و بيان استواري پيامبر در طريق ارائه شده از سوي خدا در آيه ي 15 و برخي آيات ديگر مطرح شده است، همين مطالب نيز در آيه ي 72 درباره ي حضرت نوح (ع) مطرح مي گردد.


3ـ تكذيب پيامبر توسط كفار، ياري مؤمنان از سوي خداوند و اختصاص سرانجام نيكو به آنان ، در آيه ي 64 و بعضي آيات ديگر بيان شده كه در آيه ي 73 در خصوص حضرت نوح (ع) و مردم او نيز اين مطالب آمده است . در آيات پس از 73 مناسب بخش مطرح شده از داستان نوح (ع) با هدف كلي سوره را مي توان مشاهده كرد.



ب ـ سوره ي صافات

با توجه به اين كه اين سوره در مقام بيان مراحل دعوت به توحيد و ويژگي هاي برجسته ي (ع) مي باشد از آيات 75 تا 82 اين سوره شخصيت حضرت نوح(ع) محور سخن قرار گرفته است . در آيات بعدي نيز كه از پيامبران ديگر سخن به ميان آمده ، محور كلام بيش تر شخصيت و ويژگي هاي پيامبران(ع) است، نه مطالب ديگر.


داستان نوح (ع) در سوره هايي كه از آن حضرت ياد شده است ، با توجه به هدف سوره مي باشد.13 بنابراين ذكر هر آيه در هر سوره و در هر جاي آن كاملاً مناسب با آيات مجاور و هدف كلي سوره است . هر چند گاهي اين هم گوني آشكار نيست و شايد ناسازگاري به نظر ايد ولي اين ناسازگاري بدوي و ظاهري است، زيرا سخنان بليغ همواره و در عين داشتن معاني آشكار، نكات دقيقي را در خود جاي مي دهد ، كه تنها با تدبر و تأمل به دست مي آيد.





6ـ بررسي آيات به ظاهر غيرمتناسب در سوره ي بقره 14

اين آيات بر دو گونه اند:


1ـ آياتي كه ارتباط آنها با آيات پيش از خود پس از كمي دقت و بررسي مشخص مي شود.


2ـ آياتي كه تشخيص ارتباط آنها به آساني ممكن نيست و نمي توان گفت قطعاً مقصود خداوند از اين گونه ترتيب چنين و چنان است .


6ـ1ـ بقره، آيه ي 30


« وَإِذْا قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَآئِكَةِ إِنِّي جَاعِلُ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَ نَحْنُ نُسَبّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إٍنِّي أًعْلَمُ مَا لَاتَعْلَمُونَ».



وجوه ارتباط

در آيات 28 و 29 ، نخستين نعمت خداوند (آفرينش) بر ما و سپس عطاي نعمت هاي ديگر، با ذكر داستان آدم (ع) ، بيان مي شود و نيز با سخن از زندگاني و مرگ و آ‎فرينش اين جهان، ما را به قدرت خداوند بر بعث رهنمون مي سازد . سوره با سخن از پرهيزكاران و كافران آغاز شده، گويي كه خدا مي فرمايد : پيمان پيروي از هدايت من از آغاز وجود داشته است (آيه ي 2 و 6) . بنابراين امر (اُعبدوا) و نهي (فلاتجعلوا) در آيات 21 و 22 و نيز (اسجدوا) در آيه ي 34 و (لاتقربا) در آيه ي 35 را كنار هم مي يابيم، پس داستان آدم (ع) بدين منظور آمده است تاضرورت التزام به اطاعت از فرمان خدا و دوري جستن از آنچه نهي فرموده را مسجل گرداند.


6ـ2ـ بقره، آيه ي 40


« يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِي الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَوْفُوا بِعَهُدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِيَّايَ فَارْهَبُونِي »



وجوه ارتباط

1ـ پس از داستان آدم (ع) و ذكر جانشيني او، سرگذشت بني اسرائيل به عنوان يك نمونه ي تاريخي بيان مي شود.


2ـ در آيات 21 تا 24 : « يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ الَّذِي » به موعظه ي كافران اهل كتاب، تحت عنوان عموم مردم مي پردازد.


3ـ بنابراين آيه ي 40 دعوت خاص پس از دعوت عام مي باشد و انتخاب گروه يهود بدين سبب است كه آنها از كهن ترين امت ها و حامل كتب آسماني هستند و نيز كينه توزترين مردم نسبت به مسلمانان بوده اند. اسلام آوردن آنها حجتي قوي بر نظارا و پيروان ديگر مذاهب است .


تذكر : شايسته است درباره ي شباهت ميان داستان آدم و بني اسرائيل نكاتي خاطر نشان شود.


الف ـ نسيان عهد آدم (20/115) و نقض ميثاق بني اسرائيل (2/84 و 85)


ب ـ تكريم آدم در برابر ملائكه (2/34) و تفضيل بني اسرائيل (2/47)


ج ـ محروميت آدم از بهشت (2/36) و محروميت بني اسرائيل از سرزمين مقدس


6ـ3ـ بقره، آيه ي 124


« وَ إِذْ ابْتَلَي إِبْراهِيمَ رَبًّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتي قَالَ لَايَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ».


در ادامه ي احتجاج با اهل كتاب ( از آيه ي 40 تا 123 ) ، ادعاي آنان كه از تبار ابراهيم ع) و جانشين او هستند و بنيان دين اسلام (يعني دين حنيف) ذكر مي گردد . پس از خرده گيري از گمراهان كه عمده ي آنان از نسل ابراهيم (ع) بودند به اثبات اسلام پرداخته است.


داستان ابرهيم (ع) كه عطف بر سر گذشت امت بني اسرائيل شده، نيز دعوت به آيين اسلام و ترك تعصب در دين مي كند و اين كه سزاوار است مدعيان تبار ابراهيم (ع) بيش از همه ي مردم از شريعت وي پيروي نمايند، لذا ارج نهادن به كعبه بر آنان لازم است .


پس از ذكر داستان آدم (ع) و بني اسرائيل ـ كه راه راست به آنها ارائه شد ولي منحرف شدند ـ داستان ابراهيم (ع) به عنوان نمونه اي كامل از هدايت شدگان و جانشيان خدا در زمين عرضه مي شود.


با دقت در آيه ي 30 و 124 در داستان آدم و ابراهيم (ع) مشاهده مي شود كه تعبير به « قرار داده شدن از طرف خدا» شده است و نيز پيش از سخن از آدم (ع) ، به توحيد دعوت شده ( آيه ي 20 و 21 ) . در اين داستان نمونه ي والاي توحيد كه در ابراهيم، اسماعيل، اسحاق و يعقوب (ع) تجلي يافته است، ارائه مي شود.


6ـ4ـ بقره ، آيه ي 158


« إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوْ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحُ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللهَ شَاكِرُ عَلِيمُ »



وجوه ارتباط

1ـ از آيات 154 تا 157 نكاتي در خصوص امتحان از بندگان، شكيبايان و جهاد ياد شدهاست . در اين جا نيز مطرح مي شود كه از جمله ي اين امتحان ها حج ( به خصوص سعي ميان صفا و مروه ) و بعضي از اعمال دشوار حج نيازمند شكيبايي مي باشد، ضمن اين كه حج و جهاد با هم سازگارند و هر دو فريضه به تن فرسايي و هزينه ي مال دارند.


2ـ سعي ميان صفا و مروه نيز يكي از مصاديق شكر خداست كه در آيه ي 152 فرمود: « فَاذْكُرُونِي أَذْكُرُوا لِي وَلَاتَكْفُرُونِظ در آخر همين آيه نيز بار ديگر مسأله ي شكر مطرح مي شود.


3ـ در داستان ابراهيم (ع) سخن از خانه ي خدا (آيه ي 127) و دعاي « اَرِنَا مَنَاسِكَنَا» (آيه ي 128) و سپس قبله و تغيير آن ـ كه اتمام نعمت بر مسلمانان است ـ طي آيات 142 تا 150 مي باشد و بار ديگر خانه ي خدا و مراسم سعي يادآوري مي شود تا گمان نشود فقط بزرگداشت خانه ي خدا از شعاير است، بلكه در منطقه ي حرم موارد ديگري از شعاير نيز وجود دارد.


6ـ5ـ بقره ، آيه ي 168


« يَا أَيَّهَاالنَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالاً طَيِّباً وَلَاتَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوِّ مُبِينُ »



وجوه ارتباط

1ـ پس از تبيين توحيد و دلايل آن (آيات 163 و 164 ) سخن از مؤمنان و مشركان و راه و رسم شرك و نتايج آلوده ي آن (آيات 165 تا 168) ، در اين آيه خاطر نشان مي شود كه معصيت گنه كار و كفر كافر در قطع احسان الاهي نقش هميشگي ندارد. خداوند خالق و رازق در اين آيه به امور پاكيزه و سودمند و حلال فرمان مي دهد ـ كه طاعت انسان متوقف بر آن است ـ و يادآور مي شود تنها هموست كه تشريع نموده و حلال و حرام را مشخص مي كند . بدين سان تشريع و مسأله ي عقيده پيوندي ناگسستني مي يابد.


2ـ در آيات 168 تا 174 گوشزد مي شود كه حلال شمردن خوردني هاي حرام، همگام با شيطان و تقليد از راه و رسم نادرست پدران، همگي از مظاهر شرك است.


تذكر : با توجه به آيات بعد (به خصوص آيه ي 174) نزول آيه درباره ي عبدالله بن سلام و اشخاصي همانند وي تقديم مي شود.


6ـ 6ـ بقره، آيه ي 238


« حَافِظُوا عَلَي الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَي وَقُومُوا لِلّهِ قَانِتِينَ »


اين آيه از جمله آياتي است كه با قبل خود كاملاً غير مرتبط مي نمايد، بدين لحاظ برخي مفسران وجوه ضعيفي براي ارتباط آن ذكر كرده اند.


حال به طرح احتمالات قابل قبول مي پردازيم:


1ـ خداوند حكيم پس از بيان بسياري از احكام زناشويي مانند« وَلَا تَنكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّي يُؤمِنَّ » (آيات 221 تا 227 ) با ذكر اين آيه، به نماز كه حلقه ي اتصال او با بنده اش است، فرمان مي دهد . وقتي كه در حال خوف به مداومت بر نماز امر مي شود مسلماً به طريق اولي در حالت اشتغال به روابط و مسايل زناشويي نيز چنين است .


2ـ در آيات قبل به اطاعت از دستورات الاهي تشويق شده و در اين آيه به مداومت بزرگ ترين طاعات فرمان داده مي شود.


3ـ فرمان به مداومت بر نماز پس از تشويق به گذشت و نهي از فراموشي نيكي بدين جهت است :


الف ـ برقراري پيوند ميان بزرگ داشتن فرمان خدا و مهرباني با بندگانش :


ب ـ آماده ساختن جان انسان براي رسيدن به مكارم اخلاق.


4ـ بيان ايات مداومت بر نماز در ميان احكام خانواده بدين جهت است :


الف ـ انسان نياز به محركي دارد كه او را به ياد خدا انداخته تا از ستم و تجاوز در مسايل خانوادگي به خصوص طلاق - كه معمولاً كينه انگيز است ـ دور بماند و به عدل و نيكي بپردازد .


ب ـ طاعت خداوند در احكام زناشويي نيز از جنس طاعت اودر اقامه ي نماز ( يعني احكام عبات ) است .


ج ـ پس از طلاق ممكن است كسي به روابط نامشروع روي آورد،لازم است عاملي بازدارنده در مقابل او نهاده شود و اين عامل نماز است.


6ـ7- بقره، آيه ي 243


« أَلَمْ تَرَ إِلَي الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ أُلُوفُ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمْ اللهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَي النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَايَشْكُرُونَ» .



وجوه ارتباط

1ـ با توجه به اين كه آيه ي قبل سخن از ظور نشانه هاي خداوند قادر است، در اين آيه قدرت خدا ذكر مي شود.


2ـ طبق عادت قرآن پس از ذكر بخشي از احكام، داستاني براي پند، فرمان برداري و ترك عناد شنونده بيان مي شود.


3ـ پس از طرح احكام خانواده (طي آيات 220 تا 224) ، احكام جهاد و دفاع از اميت ومقدسات ذكر مي شود زيرا استحكام خانواده منوط به صيانت جامعه است.


تذكر: با توجه به مجموع روايات ، برخي گفته اند: اين آيه زمينه ساز آيه ي 244 ( و قاتلوا في سبيل الله ) است تا بدين وسيله مسلمانان به جهاد تشويق شده و براي شهادت آمادگي داشته باشند.


6ـ8- بقره، آيه ي 254


« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمُ لَابَيْعُ فِيهِ وَلَاخُلَّةُ وَلَاشَفَاعَةُ وَ الْكَافِرُونَ هُمْ الظَّالِمُونَِ».



وجوه ارتباط

1ـ طي آيات گذشته به جهاد با جان تشويق شده است: ط أَلَمْ تَرَ اِلَي الْمَلَاِ » (آيات 246 تا 253 ) و اين آيه به جهاد با مال و انفاق آن فرا مي خواند.


2ـ پس از بيان داستان امت هاي پيشين(آيات 243 تا 253) كه حقانيت رسالت پيامبر (ع) ثابت مي شود، در اين آيه به فرمان برداري از دستورات الاهي ( كه يكي از آنها انفاق است) تشويق مي شود.


تذكر : در آيات 244 و 245 نيز جهاد و انفاق بلافاصله پس از يكديگر مطرح شده اند.


6ـ9ـ بقره، آيه ي 261


« مَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللهِ كَمَثَلِ حَبِّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ وَاللهُ وَاسِعُ عَلِيمُ».



وجوه ارتباط

1ـ در آيات گذشته شواهدي بر بعثت بيان گرديده است (آيات 259 و 260 )، در اين آيه يكي از كارهايي كه انجام آن براي روز قيامت سودمند است، ذكر مي شود.


2ـ اين آيه از « اضعافاً كثيرةً » (در آيه ي 254 ) رفع اجمال مي كند و بين اين دو آيه شواهدي براي اثبات قدرتخداوند بر بعث ذكر مي گردد تا تكليف به اتفاق پسنديده باشد.


3ـ اين تمثيل اشاره به قدرت عظيم خداوند است كه مي تواند مردگان را زنده كند و نيز مؤكد مفهوم آيات 259 و 260 مي باشد.


4ـ در آيه ي 257 خداوند بيان فرمود كه ولي مؤمنان است و در مقابل آن، «طاغوت » ولي كافران مي باشد در اين آيه درباره ي انفاق مؤمن تمثيلي بيان شده كه در آيه ي 264 ـ در مقابل آن ـ درباره ي انفاق كافر نيز تمثيلي به كار مي گيرد.





7ـ نتيجه

از آنچه گفتيم نكات زير به دست مي آيد:


1ـ تناسب بين آيات و سوره هاي قرآن از شاخه هاي علوم قرآني است كه قرآن پژوهان در آن اختلاف نظر دارند.


2ـ توقيفي بودن جمع و ترتيب آيات و سوره هاي قرآن، از مباني تناسب بين اجزاي قرآن است.


3ـ بايد بين عدم وجود تناسب و عدم فهم آن، تفكيك قايل شد . چه بسا مواردي كه بين اجزاي قرآن تناسب وجود دارد، اما هنوز كسي به كشف آن نايل نشده است.





منبع:
کتاب قرآن در آينه پژوهش






--------------------------------------------------------------------------------

* دكتر عباس همامي در سال 1346 ش در قم ديده به جهان گشود . پس از پايان دوره ي متوسطه در رشته ي فقه و مباني حقوق اسلامي به تحصيل پرداخت . در سال 1369 از مقطع كارشناسي ارشد در رشته ي الهيات و در سال 1373 از مقطع دكتري در رشته ي علوم قرآن و حديث فارغ التحصيل شد . وي از رساله ي دكتري خود با عنوان چهره ي زيباي قرآن (تناسب آيات) در واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي دفاع كرد كه اكنون با همين نام به زيور طبع آراسته شده و در اختيار قرآن پژوهان قرار گرفته است . دكر همامي علاوه بر تحصيلات دانشگاهي به مدت دوازده سال در حوزه ي علمي ي اصفحان به تحصيل و تحقيق پرداخته و با تجربه ي سال ها تدريس در مقاطع كارشناسي و كارشناسي ارشد، هم اينك در سمت عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي تهران مركزي و مدير گروه علوم قرآن و حديث اين مركز است . راه اندازي و انشتار مجله ي پژوهشي ـ آموزشي « پژوهش ديني» از ديگر فعاليت هاي ايشان است كه هم اكنون با مديريت نام برده دو شماره از آن منتشر شده است . از وي علاوه بر رساله ي دكتري، كتاب « مس عشق» (مجموعه ي شعر فارسي و عربي برگرفته از آيات) و سلسله مقالاتي در مجل هاي صحيفه ي مبين و پژوهش ديني به چاپ رسيده است.

1ـ از تعابيري است كه فخر رازي در اين مورد به كار برده است . ر.ك: مفاتيح الغيب، ج 3 ، ص 222 ابوحيان نيز در البحر المحيط اين تعبير را به كار گرفته است.

2ـ تعبيري است كه طبرسي در مجمع البيان آن را به كار برده است . فخر رازي هم در مفاتيح الغيب از اين تعبير استفاده نموده است. ر.ك: مفاتيح الغيب، ج 12 ، ص 104.

3ـ عنوان اين مبحث در مجمع البيان بوده و فخر رازي هم در مفاتيح الغيب از اين تعبير استفاده نموده است.

4ـ فخر رازي در پاره اي موارد از اين تعبير استفاده نموده است ر.ك: مفاتيح الغيب ، ج 22، ص 121 و 123 و

5ـ آلوسي : روح المعاني؛ سيد قطب: « في ظلال القرآن » و « التصوير الفني في القرآن » ؛ علامه طباطبايي : الميزان في تفسير القرآن ؛ حجازي : التفسير الواضح و الواحدة الموضوعية ؛ شلتوت : « تفسير القرآن الكريم » و « الي القرآن الكيم » ؛ مراغي : تفسير المراغي ؛ زحيلي : التفسير المنير؛ سعيد حري : الاساس في التفسير.

6ـ شوكاني : فتح القدير، ج 1 ، ص 72 و 73 .

7- آلوسي : روح المعاني ، ج 1، ص 206 و ج 18 ، ص 218 .

8ـ محمد حسين طباطبايي : الميزان في تفسير القرآن : ج 6، ص 150 .

9ـ شوكاني : پيشين، ص 73.

10 ـ ر.ك: عباس همامي : چهره ي زيباي قرآن ، اصفحان، انتشارات بصائر، 1375 ش، ص 43 ـ 47.

11ـ سيوطي : معترك الاقرآن ، ج 1، ص 49 ؛ الاتقان ، ج 3 ، ص 376 به نقل از يكي از متأخران .

12ـ الوحدة الموضوعية في القرآن الكريم، دارالكتب الحديثه، ص 24 ، 52، 53 و 112.

13ـ ر.ك : عباس همامي : چهره ي زيباي قرآن، ص 57 ـ 59 .

14 ـ ر.ك: همان، ص 67 ـ 165 .


دریافت فایل



امروز:  سه شنبه 4 مهر 1396
اخبار
آموزش
کتابخانه
اصطلاحات
مقالات
اساتید
کانون قرآن
گفتمان
پرسش و پاسخ
بسیج
گالری عکس
مناسبت ها
فرزانگان
اطلاعیه ها و بیانیه ها
رویدادها
تازه های علمی
 
 
 
 
کليه حقوق معنوي براي مجتمع آموزش علوم اسلامي کوثر محفوظ مي باشد.
Designed by Hetav Group & Powered by: Karimabadi